قلمرو برنامه ریزی درسی

نکات مشترک و مورد توافق تئوریهای یادگیری
1- برای تصمیم گرفتن در مورد اینکه چه کسی باید چه چیزی را یاد بگیرد ، در نظر گرفتن تواناییها و قابلیتهای یادگیرنده بسیار مهّم است . یادگیرنده های تیزهوش تر می توانند همه چیز را به خوبی یاد بگیرند و یادگیرنده های کم توان به طور کلی دیرآموز هستند ؛ جوانان سریع تر از کودکان می آموزند ؛ تقلیل توانایی یادگیری نسبت به افزایش سن ، در بزرگسالی به موضوع مورد یادگیری بستگی دارد .
2- یادگیرنده ای که انگیزه ای قوی برای یادگیری دارد ، سریع تر و پذیراتر از کسی که دارای انگیزه ای نیست ، یک مطلب خاصی را می آموزد ؛ ممکن است انگیزه های یادگیری کلی باشد ، مانند علاقه به یادگیری و نیاز به موفقیت و یا جزیی مانند علاقه به کسب پاداشی مشخص و یا اجتناب از تنبیهی معین باشد .
3- ممکن است انگیزة بسیبار قوی (به ویژه درد ، ترس، اضطراب) در وضعیتهای عاطفی خاص به نحوی فروکش کند . که وجود انگیزشهای بعدی بسیار قوی تری را نسبت به یک انگیزش متوسط در موقعیت عادی ، برای یادگیری مطلبی خاص- بخصوص در مواردی مشکل- طلب کند .
4- معمولاً یادگیری تحت شرایط تقویت و پاداش بر یادگیری تحت شرایط تضعیف و تنبیه ارجحیت دارد .به همین ترتیب یادگیری مبتنی بر پایة انگیزشی موفقیت، بر یادگیر مبتنی بر انگیزش ترس از شکست مرجح است .
5- یادگیری تحت تأثیر انگیزش داخلی ، بهتر از یادگیری تحت شرایط انگیزشهای برونی حاصل می شود .
6- بهترین راه برای تحمل چشم پوشی از شکست در یادگیری ، فراهم کردن تجارب موفقیّت آمیز نو برای یادگیری است و نه جبران از طریق تکرار تجربة قبلی .
7- انسانها برای در نظر گرفتن هدفهای غیر مطلوب و قابل دسترس برای خود ، به تمرین نیاز دارند . هدفها نه باید آنچنان ساده و سهل الوصول باشد که کوشش کمی را برای حصول بطلبند و نه آنچنان غیر وواقعی و دور از دسترس باشد که حصول به آنها نامحقق گردد . تعیین هدفها به صورت واقع بینانه بیشتر از هدفهای ایده آلی و غیر قابل حصول دست یافتنی است .
8- ممکن است پیش آموخته های یک فرد و حتّی منش شخصی او،برای مثال واکنشی که نسبت به قدرت نشان می دهند ، قابلیت او را نسبت به یادگیری از یک معلّم خاص، کم و یا زیاد می کند .
9- شرکت فعال یادگیرنده در یادگیری بسیار مؤثّرتر از حال انفعالی و بی تفاوتی نسبت به امر یادگیری است .
10- مطلب و موضوعات مهّم و با اهمیّت بهتر و سریع تر از مواد و مطالب کم اهمیّت سطحی آموخته می شود .
11- اگر یادگیرنده بتواند روابطی را میان دو موضوع مورد یادگیری کشف کند و اگر بتواند اصول یاد گرفته شده در یادگیریهای قبلی را در یادگیری جدید به کار گیرد ، انتقال یادگیری بهتر صورت می گیرد .
12- تمرین و یادآوری در فاصله های زمانی مناسب در جایگزینی یادگرفته ها در ذهن نقش بسیار مؤثّری دارد .
نوشته شده توسط حسین قاسم پور مقدم در دوشنبه 2/9/88 و ساعت 9:32 صبح | نظرات دیگران()|
|
|
برای آموزش مبحث کسرها میتوانیم از یک قطعه کاغد رنگی مربع شکل استفاده کینم. به این صورت: |
نوشته شده توسط حسین قاسم پور مقدم در شنبه 1/4/87 و ساعت 3:17 عصر | نظرات دیگران()